برگرفته از کتاب : « شیعه »
( بخش «نقش انقلابی یاد و یادآوران.)
«... اکنون صفویه آمده است و خود بزرگترین مروج ذاکرین و تجلیل کننده ذاکرین و برگزارکننده اصلی «ذکر» است.
صفویه برخلاف بنی امیه و بنی عباس نمی خواهد تا آنچه را که به وقوع پیوسته است، از خاطره ها بشوید بلکه می خواهد بیشتر از همیشه به یاد بیاورد....
آنها - بنی امیه و بنی عباس- می خواستند تا مردم فراموش کنند و متوجه نباشند که چنین حادثهای در تاریخ به وجود آمده است و صفویه می خواهد که برعکس، مردم در تاریخ جز این حادثه چیزی به یاد نداشته باشند!
اما فرق کار این است که آن ها می کوشیدند تا داستان را محو کنند و اینها می کوشند تا معنی آن را مسخ نمایند...
این ها با ترویج و تجلیل و تعظیم عاشورا و کربلا می کوشند که این همه را از محتوا خالی کنند و فقط شکل و فرم را ارزش ببخشند و جلوه دهند....
دیروز که تمام دستگاه های حکومتی خلیفه می کوشیدند تا ولایت، عترت، شهادت، امامت، عدل، عاشورا و... از یادها فراموش شوند، روشنفکران ذاکرین بودند و به عنوان انجام مسئولیتشان با همهی آگاهی و شعورشان تلاش می کردند که عمق فاجعه تاریخ و شکوه و عظمت و عصاره و روح انقلاب اسلام در یادها بیدار شود و زنده ماند و فراموش نشود..
اما امروز که صفویه تمام شعارهای شیعه را شعار خود کرده است و دیگر نه شعار زندانهای سندی بن شاهک و زندانهای خلیفه بغداد که شعار عالی قاپو است و در کار مسخ کردن ارزش هایی هستند که به قیمت آن همه خون های عظیم به دست آوردهایم، رسالت روشنفکران شیعه چیست؟
رسالت ما دیگر یادآوری نیست، چون همه به یاد دارند، چون خلیفه شیعه شده است و بیش از مردم عدالتخواه و پیروان راستین علی و شیفتگان حسین به یاد می آورد و می گوید و می گریاند و خود را به گریه می زند و بر دشمنان علی لعن می فرستد و از آل علی مدح و منقبت می گوید...
اکنون مردم آگاه شیعه در برابر نظام صفوی که بر تشیع تکیه می کند، همان وضعی را دارند که شیعه در نظام اموی و عباسی که بر اسلام تکیه می کردند، داشت....
اشرافیت قریش نقاب اسلام زد و شعارش قرآن و سنّت، تا حق علی پامال شود و یاد حسین فراموش، یعنی روح قرآن و مسیر سنّت مسخ شود.
شیعه بر منقبت تکیه کرد و بر ذکر، و اکنون اشرافیت قومی صفوی نقاب تشیع زده است...
شعارش منقبت و ذکر تا حقیقت علی پامال شود و فکر حسین فراموش!
این است که وقتی زور هم بر ذکر تکیه می کند، دیگر ذکر نقشی انقلابی ندارد و ذاکر نه یک روشنفکر مترقی که یک ابزار تبلیغاتی در نظام موجود میشود...
این است که در عصر صفوی دیگر یاد رسالت نیست، رسالت شناخت است، طرح واقعه نیست تحلیل واقعه است، محبّت نیست معرفت است...
و بالاخره در نظام تشیع صفوی، نه بر تشیع مطلق که بر تشیع علوی تکیه کردن است....
زیرا پیش از صفویه، شیعه وقتی نام محمد را می شنید حق داشت بپرسد:
کدام محمد؟
و پس از صفویه، شیعه وقتی یاد حسین را می شنود، باید بپرسد کدام حسین؟ »
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش،دارای روحیه همکاری هستند ودر ارتباطات خود شیوه برنده–برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد ومی خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند ، تا خود را به گروه برساند.
در همین راستا پژوهشگران تعداد ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
نتیجه گیری:
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛
تفکر دلفینی یعنی اینکه:
۱- غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
۲- با دیگران در زمان بروز مشکلات همزاد پنداری کنیم؛
۳- از خوشحالی دیگران شاد شویم؛
۴- و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
۵- با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
۶- دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.
www.shayestehmr.blogsky.com
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند: «چرا دیر میآیی؟»
جواب میداد: «یک ساعت بیشتر میخوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمیگیرم!»
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید. مرد تدریس هم میکرد. هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ میزد تا شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود.
یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود. مرد هر زمان نمیتوانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آنها میخواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمیکرد و عذر میخواست. یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شدهاند. مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش میکشید. به فکر فرو رفت. باید کاری میکرد. باید خودش را اصلاح میکرد. ناگهان فکری به ذهنش رسید. او میتوانست بازیگر باشد.
از فردا صبح، مرد هر روز به موقع سر کارش حاضر میشد. کلاسهایش را مرتب تشکیل میداد و همه سفارشات مشتریانش را قبول میکرد. او هر روز دو ساعت سر کار چرت میزد. وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه میرفت، دستهایش را به هم میمالید و با اعتماد به نفس بالا میگفت: «خب بچهها، درس جلسه قبل را مرور میکنیم.»
سفارشهای مشتریانش را قبول میکرد اما زمان تحویل، بهانههای مختلفی میآورد تا کار را دیرتر تحویل دهد. تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و دهها بار به خواستگاری رفته بود. حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شدهاند! اما او دیگر با خودش صادق نیست. او الان یک بازیگر است، همانند بقیه مردم...!
#برایان_تریسی
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند: «چرا دیر میآیی؟»
جواب میداد: «یک ساعت بیشتر میخوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمیگیرم!»
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید. مرد تدریس هم میکرد. هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ میزد تا شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود.
یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود. مرد هر زمان نمیتوانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آنها میخواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمیکرد و عذر میخواست. یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شدهاند. مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش میکشید. به فکر فرو رفت. باید کاری میکرد. باید خودش را اصلاح میکرد. ناگهان فکری به ذهنش رسید. او میتوانست بازیگر باشد.
از فردا صبح، مرد هر روز به موقع سر کارش حاضر میشد. کلاسهایش را مرتب تشکیل میداد و همه سفارشات مشتریانش را قبول میکرد. او هر روز دو ساعت سر کار چرت میزد. وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه میرفت، دستهایش را به هم میمالید و با اعتماد به نفس بالا میگفت: «خب بچهها، درس جلسه قبل را مرور میکنیم.»
سفارشهای مشتریانش را قبول میکرد اما زمان تحویل، بهانههای مختلفی میآورد تا کار را دیرتر تحویل دهد. تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و دهها بار به خواستگاری رفته بود. حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شدهاند! اما او دیگر با خودش صادق نیست. او الان یک بازیگر است، همانند بقیه مردم...!
#برایان_تریسی
سلام همراهان گلم
می خواهم در این شرایط کرونایی بنا به درخواست تعدادی از دوستان روز چهارشنبه 5 شهریور یک دوره 5 سطحی دیجیتال مارکتینگ را شروع کنم.
این کلاس بکوشش همکاران خوب موسسه ترویج و سایت ای سمینار برگزار میشه که خود این برگزاری بر روی این سرویس دهنده می تونه یک تجربه دیجیتال مارکتینگ خوب باشه در جلسه اول بیشتر روی اینسرفصلها صحبت میکنیم:
از دیجیتال مارکتینگ چه می دانیم؟
دیجیتال مارکتینگ تبلیغات اختصاصی یا عمومی؟
در دیجیتال مارکتینگ هدف بر چه اساسی تعریف می شود؟
بدنبال بهترین استراتژی های یجیتال مارکتینگ؟
چگونه از قیف بازاریابی برای بازاریابی آنلاین استفاده کنیم؟
روش های حضور در فضای آنلاین چیست؟
چگونه از وب سایت شرکت برای اهدافمان استفاده کنیم؟

مدت زمان آنلاین بودن مردم نسبت به ۱۲سال گذشته دوبرابر شده است , و چه باور کنید و چه نکنید تعداد افرادی که آنلاین می شوند هنوز رو به افزایش است. هر روزه این جمله را می شنویم که “شکل خرید مردم تغییر کرده است”، به این معنا که بازاریابی سنتی یا همان بازاریابی آفلاین (Offline Marketing) به اندازه گذشته کارآمد نیست.
بازاریابی همواره به معنای ارتباط با مخاطبان در مکان و زمان درست است. بازتعریف این مفهوم در دنیای امروز یعنی برآورده کردن احتیاجات مردم در اینترنت یعنی همان جایی که بیشتر زمان خود را در آن سپری می کنند. پس به دنیای دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing) خوش آمدید.
در حوزه ی بازاریابی همیشه سوالات زیادی وجود داشته است که بازاریابی چیست ، تبلیغات چیست و دیجیتال مارکتینگ چیست؟ حتی شاید روزانه زیاد با این مفاهیم سر و کار داشته باشید اما ممکن است در هنگام تعریف هریک از این موارد، ندانید از کجا باید شروع کرد. به راستی تعریف درست هریک از این موارد چه میتواند باشد! ما در این وبینار به آن خواهیم پرداخت.

تا حالا یک کارشناس دیجیتال مارکتینگ را موقع کار کردن دیدهاید؟ ساعتها خیره میشود به مانیتور، کلیک و تایپ میکند. هرکس نداند فکر میکند مشغول یللی تللی کردن است اما همان لحظاتی که به مانیتور خیره شده و قهوهاش را مزه مزه مینوشد مشغول فروش میلیونی یا حتی میلیاردی است. چه شغل خوبی است مگه نه؟ شما هم میخواهید بدانید این دیجیتال مارکتینگ چیست و دقیقاً چه کار میکنند؟
دیجیتال مارکتینگ در یک کلام یعنی بازاریابی با ابزارهای دیجیتال. حالا این که وقتی دیجیتال مارکتر به مانیتور خیره شده دقیقاً چه کار میکند؟ با چه ابزارهایی سر و کله میزند؟ و چطور محصول یا خدمات میفروشد داستانی طولانی است که در ادامه توضیح دادیم.
اول با یک مثال شروع کنیم ببینیم بازاریابی دیجیتال در عمل چیست و چه کمکی میکند.
آخرین کالایی که آنلاین خریدید یادتان هست؟ ما فرض میکنیم به دنبال خرید گوشی موبایل هستید تا ببینیم یک کارشناس دیجیتال مارکتینگ در این فرایند خرید چه نقشی دارد.
طبق آمارها بیش از ۶۰ درصد افرادی که دسترسی به اینترنت دارند قبل از هر خریدی درباره آن کالا در اینترنت جستجو میکنند. این جستجو میتواند یک اطلاع از قیمت ساده یا تحقیق عمیق باشد.
اگر گوشیباز نیستید و از مدلهای جدید عرضه شده خبر ندارید، با جستجوی عبارتهایی مثل: «بهترین گوشیهای جدید»، «بهترین موبایل زیر ۵ میلیون»، «گوشی سامسونگ ۲۰۲۰» سعی میکنید تا فهرستی از مدلهای قابل انتخاب را پیدا کنید.
نقش دیجیتال مارکتینگ در این مرحله به چند بخش قابل تقسیم است. اول باید مقالات یا ویدیو مطابق نیاز شما تهیه و منتشر کرده باشد. این بخش کار همان بازاریابی مبتنی بر محتوا است. دوماً وبسایت یا هر نوع بستر دیگری که برای انتشار محتوا در نظر گرفته شده باید سئو (SEO) باشد. به زبان ساده یعنی صفحه یا وبسایت در میان هزاران نتایج جستجوی گوگل رتبه بالایی بگیرد.
نیل پتل (Neil Patel) دیجیتال مارکتر معروف هندی که به گفته مجله فوربز جزء ۱۰ دیجیتال مارکتر برتر دنیاست، به سوال دیجیتال مارکتینگ چیست اینگونه پاسخ میدهد:
«دیجیتال مارکتینگ به هرگونهای از بازاریابی محصولات و خدمات میگویند که از طریق دستگاههای الکترونیکی انجام میشود».
طبق این تعریف، دیجیتال مارکتینگ مفهوم نسبتاً جدیدی نیست، بلکه اولین بازاریابی دیجیتال صورت گرفته در دنیا مربوط میشود به بیش از ۱۰۰ سال پیش. رادیو سال ۱۹۸۶ اختراع شده است. ۱۰ سال زمان برد تا رادیو به محصولی عمومی تبدیل شود و اکثر مردم آن را تهیه کنند و از آنجا بود که به فکر تبلیغات نیز افتادند. اولین تبلیغات مربوط بود به یک اجرای اُپرا که بعد از پخش آن فوراً بلیطهای آن اجرا فروخته شد و این شد روز تولد دیجیتال مارکتینگ.
بنابراین در دیجیتال مارکتینگ استفاده از ابزارهای دیجیتال مطرح است، نه فقط اپلیکیشنها و موتورهای جستجو و … بنابراین دیجیتال مارکتینگ میتواند همزمان آنلاین باشد یا آفلاین.
بازاریابی ربایشی (Inbound Marketing) و بازاریابی دیجیتالی عملا مشابه یکدیگر هستند ولی چند تفاوت کوچک نیز میان آنها وجود دارد. شاید تنها پس از صحبت با بازاریابان و صاحبان کسب و کار در ایالات متحده، انگلستان، آسیا، استرالیا و نیوزلند قادر به فهم این تفاوت های کوچک در سرتاسر جهان باشید. آیا تفاوت این دو رویکرد را می دانید؟ اگر نه، به وبینار بیایید تا با مقایسه بازاریابی جاذبه ای یا درونگرا با بازاریابی دیجیتال به این تفاوت ها پی ببرید.
در وبینارمان بیشتر در این خصوص صحبت می کنیم.
دوره دیجیتال مارکتینگ بصورت وبینار
در روز چهارشنبه ساعت ۱۶ برگزار میشود.
اگر زحمتی نیست برای پربار شدن کلاس برای افراد تخصصی و گروه هاتون بفرستین.
متشکرم
این دوره در ۵ سطح برگزار می شود تا تمامی ابعاد دیجیتال مارکتینگ مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
باسپاس مجدد
لینک ثبت نام:
توضیحات بیشتر:
http://shayestehmr.blogsky.com
باسپاس مجدد
شایسته
موسس آکادمی بازاریابی دیجیتال
و موسس و مجری شبکه ملی محصول سالم
کتابهای پیشنهادی: