داستانهای موفقیت: درسهایی از تجربههای برتر در شایسته گزینی منابع انسانی
در دنیای رقابتی امروز، یافتن و استخدام بهترین افراد برای هر شغلی، کلید موفقیت هر سازمان است. شایسته گزینی، فرآیندی سیستماتیک برای ارزیابی و انتخاب نامزدهایی است که به احتمال زیاد در یک موقعیت خاص موفق خواهند بود. داستانهای موفقیت همواره یکی از مهمترین منابع الهامبخش و آموزشی بودهاند، که در مسیر پیشرفت و بهبود سازمانها نیز نقش بسزایی دارند. در این مقاله، ما به بررسی تجربیات و داستانهای موفقیتی که در حوزه شایسته گزینی منابع انسانی توسط شرکت های مختلف به دست آمده است، میپردازیم. هدف ما از این مقاله، آشنایی با درسهایی است که از تجارب برتر این شرکت ها در انتخاب و مدیریت بهینه نیروی انسانی به دست آمده و آشنایی با نحوه اعمال این درسها برای بهبود و بهرهوری سازمانها است .
در ادامه، به بررسی داستانهای موفقیت چند سازمان در زمینه شایسته گزینی،و درسهایی که از تجربههای برتر آنها کسب می کنیم، میپردازیم.
دوگانگی تَرَک می اندازد بر جان
نویسنده: Alireza Keshtgar
یه زمانی به عنوان مشاور با آب منطقه ای اردبیل یک پروژه تصفیه خونه آب در قالب قرارداد B.O.T داشتیم.
من تو پرانتز یه توضیح بدم برای افرادی که احتمالاً با این نوع پروژه آشنا نیستند و بعد به داستان خودم بپردازم.
پروژههای BOT که مخفف عبارات Build Operation Transfer یا ساخت – بهرهبرداری – انتقال از جمله پروژههای سرمایهگذاری بخش خصوصی است که وزارت نیرو با توجه به بودجههای عمرانی ناکافی که داشت، تصمیم گرفتش که ساخت و بهره برداری تاسیسات زیر ساختی مثل تصفیه خونه آب، تصفیه خونه فاضلاب، شبکه آب، شبکه فاضلاب، خطوط انتقال و … را به بخش خصوصی منتقل بکند.
این کار در قالب قراردادهایی مثل B.O.T , B.O.O , Buyback محصول را در واقع اصل پروژه قرار میده و تاسیسات و فرآیند کار موضوع فرعی پروژهها باشه.
سرمایهگذار بخش خصوصی خودش میومدش بر فرض تاسیسات تصفیه خونه آب رو میساخت، خودش مقدار و مدت معینی مثلاً ۱۵ یا ۲۰ سال بهره برداری میکرد و در حین این ۱۵ و ۲۰ سال وزارت نیرو محصول که حالا تو اینجا آب هست رو مثل گندم خرید تضمینی میکرد و بعد از پایان دوره بهرهبرداری تاسیسات به کارفرما یا همون سرمایه پذیر که اینجا آب منطقهای اردبیل بود منتقل میکرد. ادامه مطلب ...
فلسفه مورچه دارای 4 قسمت است:
اولین بخش آن این است:
"مورچه ها هرگز تسلیم نمی شوند"
فلسفه خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری می گردند. بالا می روند، پایین می روند، دور می زنند. آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند.
چه فلسفه کارآمدی ؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می رساند دست نکش.
بخش دوم این است:
"مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند"
این نگرش مهمی است. نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند.
آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد. باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید.
سومین بخش از فلسفه مورچه این است:
"مورچه ها کل زمستان رامثبت می اندیشند "
در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت و در اولین روز گرم، مورچه هابیرون می آیند. اگر دوباره سرد شد آنها برمی گردند زیر، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند. آنها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.
و اما......
آخرین بخش از فلسفه مورچه:
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می کند؟
هر چه قدر که در توانش باشد.
چه فلسفه باور نکردنی ای،
فلسفه: "هر چه قدر در توانایی ات است."
فلسفه فوق العاده ای ست که:
1. هرگز تسلیم نشوی،
2. آینده را ببینی،
3. مثبت بمانی،
4. همه تلاشت را بکنی.
www.shayestehmr.blogsky.com
داستان اول: آیا یک رهبر خوب در هر شرکتی موفق هست؟
آیا مدیریت در یک شرکت بزرگ، از همه مدیران بزرگ افرادی موفق می سازد؟ به نظر شما، اگر مدیری باعث موفقیت یک سازمان شکست خورده شود، آیا می تواند همه سازمان های شکست خورده را نجات دهد؟
یاهو در ژانویه سال 1994 توسط جری یانگ و دیوید فیلو (Jerry Yang and David Filo) تاسیس شد. این دو نفر، فارغ التحصیلان مهندسی برق دانشگاه استنفورد بودند و در ابتدا، وب سایتی به نام " راهنمای جری و دیوید برای شبکه جهانی وب" را راه اندازی کردند. دامنه (yahoo.com) در ژانویه سال 1995 ساخته شد. جری و دیوید نام یاهو را از روی کتاب سفرهای گالیور انتخاب کردند که به معنای فردی با ظاهر و رفتار زننده است؛ چون فکر می کردند ظاهر و رفتار خودشان هم زننده است!
دوران اوج یاهو در دهه 1990 بود، سهام شرکت به سرعت رشد می کرد و هر روز آمار بازدیدکنندگان شکسته می شد. مدیران یاهو فکر می کردند که چرخ دنیا به مراد دل آنها می چرخد، سهام یاهو در سال 2000 به حدود 118.75 رسید، اما ناگهان ورق برگشت و تنها در عرض یکسال، سهام یاهو به 8.11 دلار در سال 2001 سقوط کرد. از این تاریخ، دوران افول یاهو شروع شد؛ به طوری که در سال 2008، یاهو مجبور شد تا چندین تن از مدیران رده بالای شرکت خود را اخراج کند؛ و در سال 2012 برای 14% از کارمندان ایمیل اخراج فرستاده
شد. اما باز هم این، پایان کار نبود... ادامه مطلب ...
آیا تا به حال با کسی برخورد داشته اید که احساس می کند همه چیز را می داند و هرچیزی که می گوید درست است؟ مطمئنم که یکجا در زندگیمان همه ما با چنین کسی برخورد کرده ایم. سوال این است که وقتی با چنین شخصی مواجه شدید چه می کنید؟ در اکثر موارد، احتمالاً سعی می کنید که از آنها اجتناب کنید و تا حد ممکن از او دور شوید. اما کارهای مختلفی برای فهماندن نظرتان به این افراد می توانید انجام دهید، البته بدون اینکه با او وارد یک رقابت دردسرساز شوید.
اول از همه اینکه باید بفهمید که این فرد چطور فکر می کند. اگر فکر کند که همه چیز را می داند احتمالاً سعی می کند آنرا با برخی واقعیات یا اطلاعاتی که دارد ثابت کند. اکثر افرادی که احساس می کنند همه چیز را می دانند معمولاً در خانواده هایی بزرگ شده اند که از کودکی مسئولیت بسیار سنگینی بر دوششان بوده است. وقتی می خواهید نظرتان را به چنین افرادی بفهمانید بهترین راه این است که درست به همان روشی که او حرفش را به شما ثابت می کند، شما هم حرفتان را به او ثابت کنید. بعنوان مثال، اگر سعی دارید که به کسی نشان دهید که بیشتر از یک روش برای پیدا کردن راه حل برای یک مشکل خاص وجود دارد می توانید به آنها بگویید که یک راه بهتر برای اینکار وجود دارد. باید به او نشان دهید که چطور می توانید با استفاده از یک روش متفاوت به همان راه حل برسید. اصولاً باید بتوانید گفته های خودتان را با واقعیت پشتیبانی کنید.
چند ایده و توصیه برای برخورد با آنها که فکر می کنند همه چیز را می دانند
داستان 1 :
یک مشاور میمیرد و در آن دنیا در صفی که هزاران نفر جلوی او بودند برای محاسبه اعمالش میایستد. اندکی نگذشته بود که فرشته محاسب میز خود را ترک میکند و صف طولانی را طی کرده و به سمت مشاور میآید و به گرمی به او سلام کرده و احترام میگذارد. فرشته، مشاور را به اول صف برده و او را بر روی مبل راحتی کنار میزش مینشاند.
مشاور میگوید: "من از این توجه شما سپاسگزارم، اما چه چیزی باعث شده که این گونه با من رفتار کنید؟"
فرشته محاسب میگوید: "ما برای افراد مسن احترام ویژهای قائل میشویم. ما یک پردازش اولیه بر روی تمامی کارنامههای اعمال انجام دادهایم و من ساعاتی را که شما به عنوان ساعات مشاوره برای مشتریان خود اعلام کردهاید جمع زدم. بر اساس محاسبه من، شما حداقل 193 سال سن دارید!"
داستان 2 :
فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد
خداوند دعای او را مستجاب کرد ادامه مطلب ...
روایت است زمانی پادشاه تایلند به یکی از درباریان که از چشم او افتاده بود یک فیل سفید هدیه داد. این هدیه از یک طرف به ظاهر برای شخص دریافتکننده آن مایه افتخار بود و اظهار لطف پادشاه را منعکس میکرد و از طرف دیگر هزینه نگهداری و پرورش آن به حدی بود که هزینههای قابلتوجهی را به فرد متحمل میکرد؛ بنابراین از این زاویه اعطای فیل سفید تسکینی برای پادشاه محسوب میشد. از آن به بعد فیل سفید در اقتصاد سیاسی به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که از یک طرف به علت حجم بزرگ آنها محبوبیت سیاسی دولت را تقویت میکنند، اما در واقعیت بازدهی اجتماعی مثبتی به همراه ندارند. این اصطلاح برای کشورهایی دارای منابع طبیعی به ویژه کشورهای دارای ذخایر نفتی که در معرض هزینهکرد درآمدهای منابع خود هستند، بیشتر کاربرد دارد. در ادبیات اقتصادی، اقتصاددانان یکی از مهمترین محرکهای رشد اقتصادی را افزایش سرمایهگذاری معرفی کردهاند. به همین دلیل کشورهایی که در دام نرخ رشد اقتصادی پایین قرار گرفتهاند را تشویق به سرمایهگذاری میکنند. با این حال، بعد از مطرح شدن مساله فیلهای سفید، در کنار «پایین بودن حجم سرمایهگذاری»، کیفیت و بازدهی اجتماعی پروژهها مطرح شده است؛ بهطوریکه یک مرز مشهود بین پروژههایی که «مازاد اجتماعی منفی دارند؛ بهعنوان فیلهای سفید» و پروژههایی که «مازاد اجتماعی مثبت دارند»، ایجاد شده است. «رابینسون و ترویک» در مقالهای با عنوان «فیلهای سفید» که در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسید ابتدا به تجربه بسیاری از کشورهای آفریقایی در راهاندازی پروژههایی که مصداق فیل سفید هستند پرداخته سپس یک مدل اقتصادی برای مقوله فیلهای سفید مطرح کردند.