کاربرد هوش مصنوعی در شرکتها و سازمانها بالأخص جامعه خیرین
خسرو سلجوقی- کارآفرین کسبوکارهای اجتماعی - ۱۴۰۲۱۰۱۰
حکمرانی خوب در سازمانهای امروزی با حکمران خوب میسور است و درصورتیکه به حکمران خوب دسترسی نداشتیم با فناوری اطلاعات و ارتباطات و سازمان سکویی با یک حکمران متوسط نیز به حکمرانی خوب خواهیم رسید.
سازمان سکویی چیست؟ تکامل انواع سازمانهای حکمروایی به شرح زیر است:
1- پیش از سازمان (به نظر کشور ما هنوز در این مرحله هست.)
2- سازمان حکمرانی (سازمانی که دارای برنامه راهبردی است و ازجمله کشور ما در طی این چهل سال فاقد برنامه راهبردی است!)
3- سازمان مدرن
4- سازمان الکترونیکی
5- سازمان دیجیتالی
6- سازمان سکویی (پلتفرمی) نجاتبخش حکمرانی دولتی و خصوصی ادامه مطلب ...

توی کلاسهای تربیت کوچ، همیشه یک ویدیویی پخش می کنم از گفتگوی دو تا از غولهای کوچینگ امروز جهان:
مارشال گلداسمیت و مایکل بانگی استنیر.
توی این ویدیو، مارشال می گه: مایکل، تو از مفهومی در کتابهات صحبت می کنی به نام "تله نصیحت". کمی درباره اش توضیح بده.
مایکل پاسخ می ده:
در دنیای امروز، خیلی پیش می آد که افراد تحت نظارت ما (کارمندان، اعضای تیم، دانش آموزان، بچه هامون و ...) وقتی سوالی دارند، سراغ ما می آیند و راه حل می خواهند. آنچه برای ما عادت شده اینه که در جا، نظرمون و بهترین راه حلی که به ذهنمون می رسه رو بهشون ارائه بدیم.
اما این کار به سه دلیل خوب نیست:
1. مشکلی که فرد پیش ما میاره، اغلب مشکل اصلی او نیست. موضوعی که اول از همه مطرح می کنه، غالبا چیزیه که سر زبونشه یا "فکر می کنه" مساله اصلیه ولی غالبا موضوع، چیزی عمیقتره (و اگه همون مساله سطحی ساده بود، احتمالا خودش تا حالا حلش کرده بود)
2. ایده ها و راه حلهای ما به قدری که فکر می کنیم خوب نیست. چون غالبا ما تمامی اطلاعات مربوط به زندگی و پیش زمینه های فرد رو نداریم و راه حل ما، برای "ما" خوبه، و لزوما بهترین راه حل جهان برای همه نیست
3. حتی اگه فرد مشکل اصلی رو شناسایی کرده باشه و حتی اگه راه حل ما بهترین راه حل جهان باشه، اینکه به یک نفر راه حل خودمون رو بدیم، بهترین روش توانمند کردن او نیست. چون وقتی راه حل می دیم، او رو به خودمون وابسته می کنیم به جای اینکه به او ماهیگیری یاد بدیم تا بتونه مستقل و خلاق بشه
و دقیقا به همین دلیلیه که کوچینگ اینقدر رشته داغ و پرطرفداریه چون در کوچینگ، فرد، با کمک کوچ، راه حل شخصی خودش رو از درون خودش پیدا می کنه و به انجامشون متعهد می شه.
نظر شما چیه؟ شما هم قبول دارید که راه حل دادن در بسیاری از اوقات ایده خیلی خوبی نیست؟!
بیل گیتس میگه: «همه نیاز دارن کوچ داشته باشن. فرقی نمیکنه که بسکتبالیست باشید، تنیسور، ژیمناست یا بازیکن بریج. اکثر مردم خودشون رو برای کارایی که تو یک سال میتونن انجام بدن، دست بالا میگیرن و برای کارایی که تو ده سال میتونن انجام بدن، خودشون رو دست کم میگیرن.» از نظر بیل گیتس برای اینکه به همچین مشکلی برنخورید باید از یه آدم حرفه ای کمک بگیرید.
کوچینگ یعنی چه؟
به زبون ساده، کوچینگ یه روشه که میخواد عملکرد آدما رو بهتر کنه. کوچینگ روی گذشته یا آینده دور تمرکز نمیکنه، بلکه با «الان» و «هم اکنون» کار داره. البته روشهای مختلفی از کوچینگ هست، البته نمیشه گفت همیشه «کوچ» یا مربی جای «متخصص» رو میگیره. در واقع کوچ فقط کمک میکنه که فرد راحتتر فرایند یادگیری رو پشت سر بذاره.
چیزی که باید بهش توجه کنیم اینه که فرق زیادی بین یاد دادن به کسی و کمک کردن بهش برای یادگیری وجود داره. توی کوچینگ، مربی فقط به فرد کمک میکنه که خودش، عملکردش رو بهتر کنه. یعنی کوچ به آدما کمک میکنه که بهترین حالت خودشون رو بدست بیارن.
کوچها معتقدن که آدما خودشون جواب مشکلاتشون رو میدونن؛ فقط شاید بعضی وقتا نیاز داشته باشن که کمکی بگیرن تا جواب رو پیدا کنن. پس کوچینگ یعنی کمک کردن به آدما، تا خودشون به بهترین حالت خودشون برسن.
با این حساب برای اینکه شما به عنوان کوچ بتونید کسی رو کمک کنید که رشد کنه یا حتی اگه قراره از یه کوچ کمک بگیرید باید از یه مدل یادگیری استفاده کنید. بهترین مدل برای این شرایط مدل چرخه یادگیریه.
مدل چرخه شایستگی یادگیری چیست؟
یک مدل خوب برای یادگیری، چرخه شایستگیه که چهار مرحله داره و بهمون کمک میکنه بفهمیم چه قدر درباره هرچیزی تخصص و شایستگی داریم.
ادامه مطلب ...
اگه تا اینجا اومدید یعنی میدونید که به کوچینگ نیاز دارید. پس باید یه کوچ یا به اصطلاح یه مربی خوب انتخاب کنید. کوچ حرفهای باید 3 تا ویژگی رو داشته باشه تا بتونید بهش بگید مربی. بیایید ببینیم این سه ویژگی کوچ حرفهای چیه؟
بیشتر شرکتهای بزرگ، برای انجام برنامههاشون از یه آدمی کمک میگیرن که روحیهی خوبی به کارمندها بده و بتونه باهاشون خوب حرف بزنه. اگر براتون سواله که کوچ کیست یا کوچ چیست، به زبان ساده میشه گفت این آدم رو میگن کوچ (Coach) و کاری که میکنه رو میگن کوچینگ. مربی یا کوچ حرفهای خیلی از کارهای مهم یک شرکت رو انجام میده، انتخاب کوچ کمتسب اهمیت زیادی داره. برای همین تو این مقاله میخوایم کوچ کردن و یا مربیگری کسب و کارها رو یه بار تعریف کنم . بعد با هم ببینیم یه کوچ حوب چه کارهایی برای مراجعه کنندهش انجام میده تا اون رو به هدفش برسونه.
انتخاب کوچ حرفهای چجوریه؟
انتخاب کوچ شخصی، معمولا توسط تیم مدیریت انجام میشه و این فرایند شبیه مصاحبه استخدامی با کارمندای جدیده. بیشتر اوقات مدیرا با توجه به اولین چیزایی که از کوچ میبینن، سابقه کاری کوچ یا پیشنهادات و توصیههای بقیه افراد، کوچ رو انتخاب میکنن.
چون کوچ نقش مهمی تو موفقیت شرکت و بازدهی کارمندا داره، باید تو انتخابش خیلی دقت کنیم و تو همون اولین مرحله ازش بپرسیم برای آینده چه برنامهای داره و چجوری کارش رو انجام میده. کوچ حرفهای باید این ویژگیها رو داشته باشه:
1. حمایتگر باشه
مدیرا و کارمندا چون دقیق هستن، قاطعن و اعتماد به نفس دارن، حقوق میگیرن. مدیران چون تو بالاترین جایگاه تو شرکتن کمتر درخواست کمک میکنن؛ ولی برای اینکه رشد کنن باید یکی از اونا حمایت کنه. کسی که به کمک مدیر میاد همین کوچ یا مربیه. پس باید ویژگی حمایتگری داشته باشه.
2. چالشگر باشه
در حالی که کوچ حرفهای کار مدیر و کارمند رو آسون میکنه؛ ولی در کنار اون باید بتونه مدیر رو به چالش بکشه تا اعتقادات و مهارتهاش رو ارتقا بده و باورهای غلط خودش رو اصلاح کنه. کوچ حرفهای کسیه که مدیر و کارمندا رو تشویق میکنه تا استعدادهاشون رو قویتر کنن.
3. از ما بازخورد بگیره
کوچ یا مدیر اجرایی به دلیل جایگاه و سمت شغلی بالایی که داره، وظایف خیلی مهمی هم بر عهده داره. کمتر کسی پیدا میشه که از مدیرش انتقاد کنه یا اون انتقاد رو تو حضورش بگه، چون میترسن مدیر از این انتقاد اونها ناراحت بشه. برای همینه که کمتر کارمندی بازخورد درستی میده و بیشتر کارمندا سعی میکنن از مدیر تعریف کنن.
ادامه مطلب ...
نظام آراستگی محیط کار(5S) بعد از جنگ جهانی دوم توسط ژاپنی ها مطرح و به کار گرفته شد.
مدیران و صنعت گران ژاپن بعد از تصمیم گیری برای بازسازی صنایع خود بعد از جنگ، به دنبال ایده ها و راه کارهایی برای بهبود تولیدات و افزایش فروش محصولات تولیدی خود بودند که دعوت از دکتر ادواردز دمینگ توسط انجمن دانشمندان و مهندسین ژاپن نیز یکی از اقدامات ناشی از همین تصمیمات بود تا جایی که تنها یک سال پس از حضور دکتر دمینگ آمریکایی در ژاپن یعنی سال 1951، جایزه دمینگ راه اندازی شد و تا کنون هرساله این جایزه معتبر به بهترین صنایع ژاپن اهدا میشود.
از دیگر اقدامات ژاپنی ها، گرفتن ایده ” خانه داری صنعتی” از برخی صنایع آمریکایی بود؛ در آن زمان کشور آمریکا که هر ساله خسارت های هنگفت جانی و مالی را به دلیل حوادث ناشی از کار در صنایع خطرساز خود پرداخت می کرد، طرحی تحت عنوان خانه داری صنعتی (Housekeeping) را برای صنایع مهمات سازی ؛ کبریت سازی ؛ داروسازی ؛ مواد غذائی و تجهیزات پزشکی اجرا نموده بود.

با این که ۵S ساده است، اما لزوما این به معنای آسان بودن اجرایش نیست. این نظام اگر به خوبی اجرا نشود، چندان موثر نخواهد بود، و در نهایت منجر به یک پاکسازی سریع موقت خواهد شد که منافع پایداری را برای سازمان به همراه نخواهد آورد.
نکات زیر میتوانند به شما کمک کنند تا روش ۵S را به شکلی منطقی و پایدار در سازمان خود پیاده کنید.
اولین نکته مهم درگیر کردن همهٔ افراد است. هر کارمند، هر مدیر میانی و هر مدیر اجرایی در سازمان شما باید به طریقی در ۵S درگیر باشد. در غیر این صورت، شما قادر نخواهید بود فرهنگ ۵S را به شکلی که برای بقا و پایداری آن مورد نیاز است را ایجاد کنید.
برای درگیر کردن همه، باید زمان بگذارید تا بفهمید چه کسی مسئول چه چیزی است. معمولاً کارکنان مسئول سازماندهی، مرتبسازی و پاکسازی هستند؛ و مدیران مسئول توسعه بهروشهایی که ۵S را به بخشی از کار روزمره در سازمان تبدیل کند.
در ادامهٔ درگیر کردن همه افراد در ۵S، مطمئن شوید که کارمندان جدید هم در مورد این نظام آموزش لازم را میبینند. این آموزشها ممکن است شامل چیزهایی مثل ویدیوهای آموزشی باشد، اما همچنین میتواند به سادگی مشاورههای کوتاه حضوری به کارکنان جدید و تبیین اهمیت موضوعاتی چون سازماندهی، نظم و ترتیب و پاکیزهسازی روزمره برای آنها باشد.
در بحث آموزش به کارکنان جدید مطمئن شوید که این آموزشها شامل نیروهایی که از واحدهای دیگر سازمان به واحدی دیگر منتقل شدهاند هم باشد و آنها آموزشهای متناسب با همان واحد را بگذرانند. هر واحد سازمانی وضعیت متفاوتی دارد و نظام آراستگی ۵S نیز در هر واحد شکل متفاوتی خواهد داشت.
برای به دست آوردن سطح قابل قبولی از تعهد کارکنان نسبت به نظام آراستگی ۵S باید زمانی را صرف کنید و اهداف این روش را به کارکنان و مدیران خود شرح دهید. به عنوان مثال، صرفاً این که به نیروهای نگهداشت بگوییم که در پایان هر فعالیت نگهداشت تجهیز مورد نظر را بررسی و چک کنند کافی و موثر نخواهد بود. اما اگر به آنها کمک کنیم که اهمیت این کار و سودمندیهای آن در کار خودشان را درک کنند احتمال پذیرش توسط این کارکنان نیز بیشتر میشود.
هستهٔ اصلی نظام ۵S سادهسازی کارها برای همه با از بین بردن ناکارآمدیها و اتلافها است. وقتی افراد در سازمان این موضوع را کاملاً متوجه شوند، به احتمال فراوان از آن پشتیبانی خواهند کرد.
در قلب نظام ۵S منطقی بصری قرار دارد. با استفاده از عناصر بصری برای ساختاردهی به محیط کار و کمک به ناوبری، میتوانید اتلافها را حذف کرده و فضا را کارآمدتر کنید. برخی از ایدهها در این خصوص عبارتند از:
برخی از سازمانها یک S ششم با نام Safety یا «ایمنی» به نظام ۵S اضافه میکنند. ممکن است میان افراد مختلف برای بودن یا نبودن این مورد در نظام ۵S اختلاف باشد اما مهم این است که همه «ایمنی» را یک عنصر بسیار مهم در اجرای موثر نظام آراستگی ۵S میدانند.
همانطور که هر مرحله از ۵S را انجام میدهید، نگرانیهای ایمنی، از جمله آنهایی که ممکن است اثرات زیستمحیطی داشته باشند را در نظر بگیرید. انجام این کار از زیانهایی جلوگیری میکند که به راحتی میتوانند جریان کار عادی را در سازمان شما مختل کنند.
هر واحد سازمانی از نظر نقش و نحوه عملکرد متفاوت با واحدهای دیگر است. به این ترتیب، هیچ برنامهٔ اجرایی مبتنی بر ۵S نباید یک رویکرد صلب و تکسایز برای همهٔ واحدها اتخاذ کند. سازماندهی، مرتبسازی و مراحل دیگر هر کدام باید به صورت جداگانه برای هر واحد از سازمان شما انجام شود. به این ترتیب، هر واحد میتواند شیوهها و رویههایی که نیاز دارد بدون اخلال در عملکرد دیگران خلق کند.
مانند مورد ایمنی برخی از سازمانها یک S دیگر تحت عنوان Spirit یا روحیه را به نظام ۵S خود اضافه میکنند. روحیه به این اشاره دارد که برنامهٔ تعریف شده باید خلاق و سرگرمکننده باشد و زیست شغلی را برای همهٔ افراد شاغل در سازمان آسانتر کند.
کارکنان و مدیران باید به شکل یکسانی در یافتن راههایی برای بهبود شیوهها و فرایندهای موجود درگیر باشند، و رویکردی مثبت از رویارویی با چالشها داشته باشند. تفکر حاکم باید به گونهای باشد که به جای این که یک مشکل علت نگرانی باشد، فرصتی برای بهبود تلقی شود.
نظام آراستگی ۵S تنها در صورتی به هدف نهایی خود دست مییابد که به عنوان روشی برای ایجاد بهبود مستمر، یا کایزن، در سازمان مورد استفاده قرار گیرد. گام آخر که حفظ و نگهداری با محوریت جستجوی مداوم روشهایی برای بهتر کردن برنامه ۵S شما است و مراحل قبلی شامل استانداردسازی، نظم و ترتیب، سازماندهی و پاکسازی هم به این معنی است که تیم شما باید همیشه مراقب نواحی کاریای باشد که اقلام در آن به شکلی نامرتب و ناموزون قرار گرفتهاند.
در نهایت، سیستم نگهداری و تعمیرات میتواند یک ابزار ارزشمند در پیادهسازی ۵S باشد. چند مثال از نحوه کمک آن شامل موارد زیر است:
پانویس
[۱] تولید ناب یکی از مشهورترین فلسفههای تولید است که در کنار مفاهیمی همچون تولید انبوه و تولید چابک در علم مدیریت مطرح میشود. این فلسفه تلفیقی از تولید دستی و تولید انبوه است. به شکلی که انعطافپذیری در تولید را از تولید دستی و قیمت ارزان کالای تولید شده را از تولید انبوه وام میگیرد. بهطور کلی فلسفه تولیدی تولید ناب این است که زمان تولید بین سفارش مشتری و ارسال محصولات و قطعات را با از بین بردن انواع اتلافها کوتاه میکند. اتلافها که در بصورت مصطلح در فرهنگ ژاپنی به Moda شناخته شدهاند شامل مواردی هستند که فاقد هر نوع ارزش افزودهای در فرایندها هستند. در فرهنگ تولید ژاپن تلاش بر این است که این اتلافها که بعنوان موانعی در مسیر کار شناخته شده اند تا حد زیادی کاهش یابند.
[۲] کایزن به معنای بهبود یا تغییر دائم برای رسیدن به نتیجهای بهتر است و به فلسفهای اشاره دارد که در آن تمرکز بر روی بهبود مستمر فرایند تولید، مهندسی یا مدیریت کسبوکار است. کایزن در مقولههای سلامت،رواندرمانی، و مربیگری زندگی، امور دولتی، بانکداری و دیگر صنایع بکارگیری شده است. هنگام بکاریگیری در امور اقتصادی و فضای کاری، کایزن به فعالیتهایی اشاره دارد که همهٔ عملکردها را بهطور مستمر بهبود میبخشد و همهٔ کارمندان از جمله مدیر عامل اجرایی تا کارگران خط مونتاژ را شامل میشود.