ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
توسط: محسن دیندار
*رزومه، تخصص و تجربه نه* *شرط لازم است و نه شرط کافی*
در نظام مدیریتی ایران، شایستهسالاری نه یک اصل بلکه یک شعار است. انتصابات بر پایهی شبکههای ارتباطی شکل میگیرد و مدیران بدون هیچگونه ارزیابی صلاحیت، از میزی به میز دیگر منتقل میشوند، گویی یک دستگاه پرتابل هستند که فقط کافی است به پورت مناسب متصل شوند تا در جایگاه مدیریتی جدید قرار بگیرند.
اگر به روند انتصاب مدیران در بسیاری از سازمانها و نهادهای دولتی دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که رزومه، تخصص و تجربه نه *شرط لازم است و نه شرط کافی* . بلکه تنها یک عامل تعیینکننده وجود دارد: اتصال به شبکهای از افراد بانفوذ. در چنین فضایی، نه کارآمدی اهمیت دارد و نه تعهد، بلکه تنها ملاک، داشتن یک حامی قدرتمند است که بتواند تو را از یک میز مدیریتی به میز بعدی منتقل کند.
این سیستم که میتوان آن را "مدیریت واسطهمحور" نامید،
ادامه مطلب ...
- تصور میکنید همیشه باید راهحلی در آستین داشته باشید چون اگر شما راهحل ندهید، هیچچیز درست پیش نمیرود؟
- تصور میکنید باید مسئول همه چیز باشید چون باید از همهکس و همهچیز مراقبت کنید؟
- تصور میکنید باید کنترل را در دست بگیرید چون اگر همه چیز را اداره و کنترل نکنید، شکست میخورید؟
اگر پاسختان به سؤالهای قبلی مثبت است پس شما در چنگ هیولای نصیحت گرفتار شدهاید.
- اما چطور میتوان از چنگ هیولای نصیحت رها شد؟
هیولای نصیحت میگوید اگر به دیگران نگویید چه کار کنند و همه چیز را کنترل نکنید همه شکست میخورند؛ چون دیگران به اندازۀ کافی باهوش و عاقل نیستند، بهاندازۀ کافی توانمند و شایسته نیستند، بهاندازۀ کافی معتمد و خوب نیستند.
کتاب تلۀ نصیحت میگوید: داشتن هیولای نصیحت بخشی از طبیعت انسان است. هیولای نصیحت سعی میکند به روش خودش کمک کند. نمیتوانید از دستش خلاص شوید؛ اما میتوانید رامش کنید. برای همین نویسنده بعد از معرفی تلههای نصیحت راهحلهایی برای رهایی از آنها معرفی میکند.
عشاق باید همچون دو ستون یک معبد باشند؛
به هم نزدیک باشـند(نه خیلی نزدیک؛ باید طرف مقابل فضای خصوصی هم داشته باشد)
و چنان دور(نه خیلی دور؛ باید حتما در یک محل زندگی کنند) که سقف را بر پا دارند.
فاصله فقط وقتی ممکـن اسـت که وابستگی وجود نداشته باشد. فقط مردمان آزاده هستند که می توانند فاصله را حفظ کنند.
مردمان وابسته فقط به یکدیگر می چسبند. در مورد رابطه عاشقانه چند حقیقت اساسی باید تشخیص داده شود:
اول اینکه هیچکس بـرای دیگـری زاده نشـده اسـت .
دوم اینکـه هـیچکس اینجـا نیامده که ایده آل های دیگری را ارضا کند.
سوم اینکه تو ارباب عشق خودت هستی و می توانی هر آنچه که مـایلی از آن نثار کنی،
ولی نمیتوانی عشق را از دیگری طلب کنی، زیرا هیچکس برده نیست. فقط اگر این حقایق ساده درک شوند،
میتوانید با هم باشید، به یکدیگر فضا بدهید
و هرگز در فردیت دیگری مداخله نکنید.
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ شما فکر میکنید با آدمی به مشخصات زیر در این کشور چه رفتاری میشود؟