وبلاگ آموزشی استاد شایسته

وبلاگ آموزشی استاد شایسته

انتخابی از مطالب و داستانهای آموزنده درباره مدیریت، اقتصاد، روانشناسی، موفقیت ، سلامت؛ و نظرات شخصی نویسنده
وبلاگ آموزشی استاد شایسته

وبلاگ آموزشی استاد شایسته

انتخابی از مطالب و داستانهای آموزنده درباره مدیریت، اقتصاد، روانشناسی، موفقیت ، سلامت؛ و نظرات شخصی نویسنده

بازی های مدیریتی به روش مدیران برتر در کلاس جهانی

مازیار میر

بازی های مدیریتی

بازی به یک یا مجموعه ای از فعالیتهای که با میل و اختیار و با هدف سرگرمی و تفریح و معمولاً بطور هنجاری در اوقات فراغت یا حتی سایر مواقع

انجام می‌شود بازی اطلاق می گردد. شاید جالب باشد بدانید که ۵ میلیون سال مردم جهان طی شش ماه بازی می کنند اما چه می شود که

آنقدر مصرف کننده بازی ها را در اختیار داریم و چقدر می شود که انقدر یک فرد را علاقه مند کنیم .

تحقیقات جهانی نشان داده است که بازی نقش مهمی دریادگیری ماندگار و رشد شخصی افراد دارد. چرا ؟ چون بازی باعث کاهش استرس، بهبود عملکرد مغز، افزایش تمرکز و بهره وری، افزایش خلاقیت، ارتقا همکاری ، اعتماد وارتباطات سالم میان افراد گوناگون می شود. بازی محدود به هیچ سن خاصی نیست و پژوهش ها نشان داده است که حتی ازافت ذهنی در سنین بالا جلو گیری بعمل می آورد.

سابقه جهانی استفاده از “بازی” درتوسعه مدیران به دهه ۵۰ میلادی باز می گردد. بعد ها با رشد کامپیوتر انواع بازی های شبیه سازی رواج پیدا کرد. دردهه ۷۰ میلادی برای اولین بار کلمه “بازیهای جدی” معرفی شد. هدف این بازی ها نه فقط تفریح بلکه استفاده از بازی برای حل مسایل سازمانی بود. از اواخر دهه ۹۰ میلادی توجه زیادی به استفاده از بازی های جدی در کسب وکار شد بطوری که شرکت لگو با همکاری دانشگاه های معروف دنیا در سال ۲۰۰۲ موفق به خلق” بازیهای جدی لگو”شدند

امروزه از بازی های جدی لگو نه تنها در توسعه مدیران بلکه در حل مسایل سازمانی بطور گسترده ای در سراسر دنیا بهره گرفته می شود. ما امکان بکارگیری بازی های جدی لگو را درزمینه های زیر برای شما فراهم آورده ایم:


 

ادامه مطلب ...

روبان آبی قدر شناسی


این روبان آبی برای شماست لطفا قبول کنید! 

*روبان آبی*


آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند.

او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد.

آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: 

*« من آدم تاثیرگذارى هستم.»*

  

سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت.

آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.

یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد. و دو روبان دیگر را به او داد و گفت: 

ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش می‌کنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید.

مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رییسش که به بدرفتارى با کارمندان زیر دستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او را به خاطر نبوغ کاری‌اش تحسین می‌کند.

رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را می‌پذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینه‌اش بچسباند.

رییس گفت: البته که می‌پذیرم. مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رییسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت:

لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید.

مدیر جوان به رییسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آن‌ها می‌خواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم می‌گذارد.

آن شب، رییس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ ساله‌اش نشست و به او گفت:

امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من دردفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین می‌کند و به خاطر نبوغ کاری‌ام، روبانى آبى به من داد.

می‌توانى تصور کنی؟

او فکر می‌کند که من یک نابغه هستم!

او سپس آن روبان آبى را به سینه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود:  

*«من آدم تاثیرگذارى هستم.»*

سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکر می‌کردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من می‌خواهم از تو قدردانى کنم.

مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم.. من به خاطر نمرات درسی‌ات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم.

امّا امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى.

تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم. آن گاه روبان آبى را به پسرش داد.

پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد. تمام بدنش می‌لرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت:

« پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من در اتاقم نشسته بودم و نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید.»

من می‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمی‌کردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است.  پدرش از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پیدا کرد.

فردا که رییس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند.

مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى شغلى کمک کرد ... یکى از آن‌ها پسر رییسش بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثیرگذار بوده‌اند.

و به علاوه، بچه‌هاى کلاس ، درس با ارزشى آموختند:

*« انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تأثیرگذار باشد. »*


همین امروز از کسانی که بر زندگی شما تاثیر مثبت گذاشته‌اند قدردانی کنید.

یادتان نرود که روبان آبی را از طریق پیام هم می‌توان فرستاد!

 

 من این روبان آبی را همراه با این روایت به همه کسانی که روی زندگیم تأثیر گذاشتند و با مهربانی درس های بزرگ زندگی را به من دادند تقدیم می کنم...

shayestehmr.blogsky.com 


رابطه تغییر و سواد؟ ایا ما باسوادیم؟

● یادتان هست سعدی در گلستان میگفت:


"دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد".


حالا یونسکو هم در جدیدترین تعریفش از سواد همان حرف سعدی را زده است.


● شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام می‌شود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خوانده‌ها و دانسته‌های خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند. 


با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی #«تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌هایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانسته‌ها و راهکارهای دست‌یابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.


●اولین تعریف

○توانایی خواندن و نوشتن

اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می‌شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.

●دومین تعریف

○اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی

در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاهی کشور ما بی‌سواد محسوب می‌شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.


●سومین تعریف

○اضافه شدن ۱۲ نوع سواد

سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت‌هایی اعلام شد که داشتن این توانایی‌ها و مهارت‌ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت‌ها عبارت اند از:


۱- سواد عاطفی : توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان

۲- سواد ارتباطی : توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی

۳- سواد مالی : توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش‌های پس‌انداز و توازن دخل و خرج

۴- سواد رسانه‌ای : این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است

۵- سواد تربیتی : توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته

۶- سواد رایانه‌ای : دانستن مهارت‌های راهبری رایانه

۷- سواد سلامتی : دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری‌ها.

۸- سواد نژادی و قومی : شناخت نژادها و قومیت‌ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.

۹- سواد بوم شناختی : دانستن راه‌های حفاظت از محیط زیست.

۱۱- سواد تحلیلی : توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه‌های مختلف و ایجاد استدلال‌های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.

۱۱- سواد انرژی : توانایی مدیریت مصرف انرژی.

۱۲- سواد علمی : علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.


از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت‌ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت‌ها تغییر رویه می‌داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت‌های فوق نکرده است.

●چهارمین ‌و جدیدترین تعریف

○علم با عمل معنا می‌شود

با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی می‌شود که بتواند با استفاده از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.*

در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چراکه، صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت‌ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می‌توان گفت این فرد، انسانی با سواد است.

آنی تایم و آنی وِر فقط یک اشتباه لفظی نیست!

✅  متن خوبی جناب داننده نوشته است. ایشان را از نزدیک‌نمی شناسم ولی هرکسی حرف خوبی بزند را دوست می دارم.

ما مدیر هستیم و ممکن است در جای دیگری همین تذکر شامل حالمان شود.

پس باید حتما قسمتی از وقتمان را به این تذکرات اختصاص دهیم.

بخوانیم . در اینترنت بیشتر تحقیق کنیم . فیلم ببینیم . موسیقی فاخر گوش دهیم و با مردم عادی معاشرت بیشتری داشته باشیم....

ارادتمند شایسته


✍️مصطفی داننده

زبان است دیگر، گاهی نمی‌چرخد. اشتباه می‌کند؛ مثلا آروم نمی‌گیریم را نمی‌گیگیریم می‌گوید. البته بهتر است این اشتباه لسانی را قبول کنیم و قلدرمآبانه سهو زبانی خودمان را گردن دیگران نیندازیم. خود نویسنده این متن که زبانش کیبورد لپ تاپ است، بارها در نوشتن دچار اشتباهی سهوی شده است که بیا و ببین.

برخی اشتباه‌ها اما اتفاقی نیست. این که نماینده‌ای دو کلمه ساده انگلیسی «anytime & anywhere» را « آنی تایم، آنی وِر» تلفظ می‌کند، نشان می‌دهد این نماینده جوان پارلمان، تا به حال این دو کلمه را ندیده، نخوانده و نشنیده است. همین الان این دو کلمه وارد ادبیات فارسی شده است و خیلی‌ها در مکالمات روزمره خود از آن استفاده می‌کنند و این که جناب نماینده این چنین آنها را تلفظ می‌کند، بسی جای تعجب دارد.

با مرور از این جنس اشتباهات، پی به این مسئله می‌بریم که  ندانستن در برخی مسؤولان ما یک اپیدمی است. وقتی نماینده‌ای در مجلس دهم، مشهورترین موزه دنیا یعنی لوور را ««لووُر، لووِر، لووووور و لوبر» می‌خواند یا عضو شورای شهری در شیراز ونیز ایتالیا را متعلق به سوئیس می‌داند، باید هم ماموران آژانس بین‌المللی اتمی « آنی تایم ، آنی وِر» به ایران سر بزنند!

وقتی کریمی قدوسی که چند دوره‌ای هم نماینده است؛ ان‌پی‌تی یا معاهده منع اشاعه سلاح هسته‌ای (N.P.T) را به اشتباه (MPT) می‌نویسد، تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.


دلیل این ندانستن‌ها ساده است.

1-این افراد کتاب نمی‌خوانند. قطعا کسی که کتاب خوانده است حداقل یکبار هم که شده نام این موزه و آن شهر و برخی کلمات انگلیسی  دیده است.

2-این افراد به اینترنت سر نمی‌زنند. در اینترنت بارها و بارها چنین کلماتی قابل مشاهده هستند.

3-این افراد فیلم نمی‎بیند. در فیلم‌های و سریال‌های داخلی و خارجی به کرات از این کلمات استفاده شده است.

4-این افراد مشورت نمی‌کنند. به هر دلیلی برخی مسؤولان کشور، کتاب نمی‌خوانند، به اینترنت سر نمی‌زنند و فیلم نمی‌بییند. به نظر می‌رسد آنها قبل از اینکه حرفی را بزنند یا متنی را بخوانند با کسی مشورت نمی‌کنند و از آنها نظر نمی‌خواهند.

باور کنیم این اشتباهات لپی، لفظی یا حاصل اشتباه و خستگی نیست. این‌ها حاصل ندانستن است.

مسؤولان کشور در هر رده‌ای باید بیشتر از مردم عادی بخوانند، ببیند و بشنوند. امروز مردم به ویژه نسل جوان در دریایی اطلاعات غوطه ور هستند و گام‌های بلندی را به سوی کسب دانش و فضیلت برداشته‌اند. نمی‌شود کسی که وظیفه اداره کشور را به عهده دارد از نظر اطلاعات از مردم خود عقب باشد.

اداره کشور، مائده آسمانی نیست که به یک انسان برسد و او با خوردن آن بتواند به همه امور مسلط باشد. تنها راه، خواندن و استفاده از تجریبات دیگران است. این اشتباهات شاید از مردم عادی پذیرفتنی باشد اما از کسی  که سرنوشت، آینده و ثروت ما دست آنهاست، قابل قبول نیست.

در نهایت باید به یک نکته دیگر هم اشاره کرد. سعی نکنیم در کلام و گفتار خود از کلمه و یا نامی که نمی‌دانیم چیست و به کجا تعلق دارد، استفاده کنیم. به کار بردن کلمات قلمبه سلمبه در بیان آدمی، به معنای سواد و با کلاس بودن نیست.


www.shayestehmr.blogsky.com

خاک برسر ملتی که تو نخست وزیرش باشی

ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:

زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم…

اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!»

گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافهایی حق به جانب…

باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!»

شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو…؟!»

شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است… خاک بر سرت کنند!!!»

القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.

تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:

"خاک برسر ملتی که تو نخست وزیرش باشی"

رفتار شایسته با نخبگان


محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


✅ شما فکر می‌کنید با آدمی به مشخصات زیر در این کشور چه رفتاری می‌شود؟