مدیران به دنبال آن هستند تا در دنیای نامطمئن پیرامون سازمان خود، فضای کسبوکار را درک کنند. این امر به چند دلیل دشوار است. نخست، محیط سازمان بسیاری از اثرات مختلف را در بر میگیرد- معنابخشی به این تنوع محیطی دشوار است. دوم، چالش مربوط به پیچیدگی محیط است؛ به این معنا که بسیاری از موضوعات جداگانه در محیط کسبوکار به هم پیوسته هستند.
برای مثال، توسعه تکنولوژیک ماهیت کار در سازمانها را به شدت تغییر داده است. همچنین باعث تغییر در سبک زندگی افراد، رفتار مشتری و الگوهای خرید برای بسیاری از کالاها و خدمات شده است. بنابراین درک این ارتباط برای ایجاد تصویر استراتژیک از محیط کسبوکار مهم است. چالش مربوط به سرعت تغییر محیط است. بسیاری از مدیران احساس میکنند که سرعت تغییرات تکنولوژی و ارتباطات جهانی منجر به تغییر بیشتر و سریعتر از هر زمان دیگری شده است.
در این مقاله چارچوبی برای درک محیط سازمانها با هدف شناسایی موضوعات اصلی و راهحلهای مقابله با پیچیدگی و تغییر ارائه شده است. این چارچوب در شکل زیر نشان داده شده است. ما در این مقاله تلاش میکنیم تا به تحلیل محیط کلان سازمان بپردازیم. مقالات قبلی مربوط به «تحلیل رقابت» و «تحلیل محیط درون سازمان»، سطوح درونی این چارچوب را شرح داده است.

* عمومیترین سطح برای تحلیل محیط و صنعت به عنوان محیط کلان شناخته میشود. این سطح شامل عوامل گسترده محیطی است که کم و بیش بر روی همه سازمانها تأثیر میگذارد. درک درست از تأثیرگذاری محیط کلان بر سازمانها از اهمیت زیادی برخوردار است. نقط شروع این شناخت چارچوب PESTEL است که برای نحوه اثرگذاری روندهای آینده در محیطهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، زیست محیطی و قانونی بر سازمانها مورد استفاه قرار میگیرد. این چارچوب اطلاعات وسیعی را فراهم میآورد که میتوان عوامل اصلی تغییر آنها را شناسایی کرد. این عوامل از یک صنعت به صنعت دیگر و از یک کشور به کشور دیگر متفاوت خواهد بود. بنابراین اثرات متفاوتی از سازمانی به سازمان دیگر خواهند داشت. در صورتی که محیط آینده متفاوت از گذشته باشد، سناریوسازی برای آینده مفید خواهد بود. این امر به مدیران کمک میکند تا بسته به روشهای مختلف تغییر محیط کسبوکار، استراتژیهای خود را تغییر دهند.
* سطح بعد برای تحلیل محیط و صنعت، سطح صنعت یا بخش نامیده میشود. این سطح، گروهی از سازمانها هستند که محصولات یا خدمات مشابهی را تولید میکنند. چارچوب پنج نیروی رقابتی پورتر در درک پویایی رقابت در درون و پیرامون یک صنعت مفید است.
* درونیترین سطح برای تحلیل محیط و صنعت از رقبا و بازارها تشکیل شده است. در اکثر صنایع یا بخشها، سازمانهای مختلفی با ویژگیهای متنوع و بر اساس روشهای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند. مفهوم «گروههای استراتژیک» (به گروهی از شرکتها گفته میشود که دارای استراتژیهای مشابهی هستند) میتواند به شناسایی رقبای مستقیم و غیر مستقیم کمک کند. به همین ترتیب، انتظارات همه مشتریان یکسان نیست. آنها طیف وسیعی از نیازهای مختلف را دارند که اهمیت آنها را میتوان از طریق بخشهای بازار و عوامل کلیدی موفقیت شناسایی کرد.