اگر یک سمت این نمودار نشانگر توانایی و سمت دیگر آن نشانگر انگیزش باشد، خریدهای موفق بالای Action Line و احتمال شکست یا نفروختن زیر خط Action Line قرار میگیرد.
ناحیه سبز رنگ جایی است که توانایی و انگیزش وجود دارد و درخواستها هم پاسخ مثبتی دریافت میکنند و در ناحیه قرمز رنگ اوضاع برعکس است.
درخواست یا به زبان ساده CTA خوب نقش محرک دارد و تا شرایط فراهم نباشد نمیتواند کار زیادی انجام دهد.
آخرین خریدی که انجام دادید و آخرین خریدی که ناتمام ماند را یادآوری کنید و ببینید هرکدام کجای این نمودار قرار میگیرند.
حالا ببینیم که منظور دکتر Fogg دقیقا از انگیزش و توانایی چیست.
انگیزش
منظور از انگیزش، تمام رانههای فیزیکی، اجتماعی یا احساسی است که میتوانند ما را برای انجام کاری ترغیب کنند یا برعکس ما را از انجام کاری باز دارند. نیازها فقط بخشی از انواع انگیزش هستند. تمام نیازهای فیزیکی، ترس و امید، حس تعلق داشتن و … همه در گروه انگیزش قرار میگیرند.
وقتی با تبلیغات و بازاریابی حرفهای به مشتریان خودتان جایگاه اجتماعی و حس تعلق میدهید، در واقع انگیزش دیگرانی را که هنوز مشتری شما نشدهاند را بالاتر میبرید. کافی است حس باکلاس بودن و تعلق داشتن به جامعهای خاص را با استفاده از محصولتان ترکیب کنید و بعد افزایش فروش را تماشا کنید.
توانایی
توانایی مجموعهای از عواملی است که باعث میشوند انجام رفتاری از نظر فرد آسان یا سخت شود. مثل زمان، پول، پیچیدگی انجام کار و …
درخواست (Prompt)
درخواست یا پرامپت غالبا از سمت فروشنده یا فرد دیگری اعمال میشود. همان CTA که در سایتها یا کمپینهای تبلیغاتی میبینید، یک ویدیو تبلیغاتی، حرفهای فروشنده یا حتی یک پیامک یادآوری میتواند نوعی درخواست برای انجام عمل یا رفتار باشد.
خیلی وقتها هم این درخواست از سمت یک دوست، همسر، والدین یا هر فردی میتواند باشد که از این خرید سود خاصی نمیبرد ولی منفعت او در تغییر رفتار یا خرید شماست.
حالا دوباره به نمودار توجه کنید و به انواع ترکیبهای ضعیف یا قوی بودن تونایی، انگیزش و درخواست فکر کنید.
آقای B.J Fogg سه دسته درخواست معرفی میکند:
۱. اسپارک: وقتی این گروه درخواستها تاثیر دارند که انگیزش پایین باشد. مثل بیان کردن فایدههای محصول برای مشتری. به نظرم رعایت تمام نکات مربوط به طراحی لندینگ پیج، کپیرایتینگ تبلیغات، سناریونویسی برای کمپین و .. همه در این گروه قرار میگیرند.
۲. تسهیل کننده: وقتی که توانایی پایین باشد از این نوع درخواستها استفاده میشود؛ مثل تخفیف دادن یا وعده آسان بودن استفاده از یک سرویس. البته فقط حرف نباشد و واقعا شرایط افزایش توانایی را فراهم کنیم.
۳. سیگنال: وقتی از این نوع استفاده میشود که توانایی و انگیزش هر دو بالاست و مشتری فقط به یک تلنگر یا یادآوری نیاز دارد.
مثلا وقتی میخواهید یک فیلم جدید تماشا کنید و پیامک تبلیغاتی دریافت میکنید که میگوید با نصب اپ X میتوانید این فیلم را ببینید، احتمال این که اپ را نصب کنید و سرویس خودتان را شارژ کنید بالاست چون هم توانایی بالا بود (هزینه یا سختی زیادی نداشت) هم انگیزش زیاد بود (همه داشتند درباره این فیلم صحبت میکردند) پس در نتیجه این فروش فقط به یک یادآوری و تبلیغ در حد تلنگر ساده نیاز داشت.
اگر نمودار Fogg را به چهار قسمت تقسیم کنیم، هر کدام از این سه نوع پرامپت به تنهایی یا به صورت ترکیبی میتوانند کمک کنند تا عملی انجام شود.